بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
273
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و همچنين دوغ بسيار خوردن در زمستان و تابستان و ماليدن بر سر روغن و نان چرب بسيار خوردن و هرگاه از پى باد جنوب باد شمال آيد نزله بسيار افتد و همچنين هرگاه كه تابستان بر طبع خود نگذرد و هر ماه بارانهاى بسيار آيد بزمستان نزله بسيار افتد به جهت تحريك و توليد رطوبات او بقراط گفته است كه هر كرا نزله بسيار افتد از مرض طحال ايمن گردد جالينوس مىگويد كه سبب آنست كه هر كرا عضوى ضعيف شد هر مادهء بد كه در بدن او پديد آيد روى بدانجا مىآورد پس عضوهاى ديگر بسلامتاند شيخ گويد سبب آنست كه مادهء خداوند نزله رقيق باشد و مادهء مطحول غليظ و جواب حق اينست بلكه غلبهء تفاوت رطوبت و يبوست خلط هم واقعست و مرا عجب مىآيد از حكيمى مثل جالينوس كه از تخصيص قول ابقراط بمطحول چون غافل مانده و بدانكه نزله سبب بيماريهاى بسيار گردد و چنانچه ماده نزله چون به راه بينى فرود آيد زكام باشد و چون بر گوش ريزد امراض گوش تولد كند و چون به چشم ريزد امراض چشم تولد كند و چون بدندان ريزد درد دندان تولد كند و چون بكام فرود آيد ملازه « 1 » كند و چون بروده آيد سبب اسهال و سحج و قولنج گردد و چون بشش فرود آيد سل و سرفه و ذات الريه تولد كند و اگر بحجاب فرود آيد سبب ذات الجنب و شوصه گردد و اگر به حلق فرود آيد خناق گردد و چون بمعده فرود آيد سبب اكثر امراض معده گردد و اگر بعد حركت در اجزاى دماغ محتقن گردد سبب بعضى امراض دماغى چنانچه دانسته شد و ازينجهت شيخ گفته است كه زكام را درست مىدارم براى تنقيه دماغ امّا از سرسام خوف مىكنم فلهذا در پختن مادهء نزله اهتمام بليغ لازم بود و در تقويت دماغ و دفع آن كوشيدن واجب علاج در نزله و زكام شش معالج را رعايت لازمست تقليل ماده آنچنان بايد كه چون خلط غالب باشد و سخت گرم در آخر همان روز فصد كند از قيفال و خون تمام بردارند و بعد از ان شكم را نرم دارنده بملينى نرم مناسب و اگر خلط سخت گرم باشد تا سه روز جهت نضج مهلت دهند انگاه فصد كامل كنند و بعد از ان ملينى نرم شكم فرود مىآورند چون يبسى كه از بنفشه و پرسياوشان و سفستان و تخم و بيخ خطمى و بيخ سوسن و عناب و خيار شنبر و شيرخشت سازند اگر خلط غالب و سرد باشد بعد سه روز مسهل دهند كه از تربد و صبر و رب السوس و مصطگى و تخم باديان باشد تركيب باسمه باشد حب جبيال « 1 » و حب النيل و اسقيل حلوى بغايت نيكو بود و حقنه درين مرض قطورى دارد كه خلط را بر حجابها مىكشد و دفع نمىتوان كردن دوم تعديل مزاج و آنچنان بايد
--> ( 1 ) بضم ميم فزونى گوشت كه اندرون حلق مىباشد آن را كاگ و كوا گويند ( 2 ) بالكسر مبدل صبيار مثل چنار و چنال بمعنى صبر يعنى ايلوا 12 تحفه